تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
علائم دالّه دارد . و ديگر اين كه صور مرآتى در نزد شيخ اشراق ، موجود در عالم مثال‌اند ، و در نزد من ظلال صور محسوسه‌اند ؛ به اين معنى كه صور مرآتى در اين عالم ثابت‌اند ، به ثبوت ظلّى ؛ يعنى ثبوت بالعرض نه بالذات ، و همچنين است نقش دومين چشم احول و صوت دومين به نام صدا . همه اينها عكوس و ظلال‌اند كه بالعرض به تبع صور محسوس خارجى ثابت‌اند ؛ چنان كه ما سواى انحاى وجودات ، اعيانىاند كه بالعرض به تبع وجودات ثابت‌اند و ظلال و عكوس حاكى وجودات‌اند ، و حكايت شىء در حقيقت خود آن شىء نيست ؛ چنان كه بعضى از اهل عرفان گفته است :
همه عالم صداى نغمه اوست * كه شنيد اين چنين صداى دراز
بيان : چند جمله‌اى در پيرامون گفتار جناب صدر المتألهين قدّس سرّه به عرض برسانيم : آن جناب فرمود در دو امر با شيخ اشراق در موضوع عالم مثال مخالفم : امر اول را تصريح و تنصيص دارد كه صور متخيله را موجود در صقع نفس مىداند كه نفس با استخدام كردن قوّه خيال آنها را انشاء كرده است و همه آنها فعل نفس و قائم به نفس‌اند نحوهء قيام معلول به علّتش كه نفس در حفظ آن صور اشباح آسمانها و زمين مظهر
وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما
مىگردد ، و اين عالم متّصل و مقيّد است ؛ ولى شيخ اشراق قائل بود كه آن صور در عالم مثال اكبرند ، و جواهر قائم به ذات خودند ، نه به مدركى كه عالم مثال بين العالمين است و تجرّد برزخى دارد كه نه به تجرّد عالم عقل است و نه به تجرّد عالم طبيعى . عالم مثال منفصل را عالم مثال مطلق ، و عالم مثال متصل را عالم مثال مقيّد مىنامند . جناب حكيم سبزوارى ( رحمة اللّه عليه ) در كتاب شريف اسرار الحكم ( ص 214 ، به تصحيح و تحشيه جناب استادم علّامه شعرانى قدّس سرّه ) به عبارت مذكور مرحوم آخوند مولى صدرا نظر دارد و آن را چنين ترجمه فرموده است : صاحب اسفار قدّس سرّه بر شيخ اشراق قدّس سرّه ايراد كرده در باب بودن تخيّل به اضافه به عالم مثال به اين كه ما هرچند مذعن و موقنيم به عالم مثال مطلق ، چنان كه اساطين حكمت