تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
و از اين گونه مكاشفات در كتابهايش بخصوص در فتوحات مكيه بسيار دارد . و ارزنده‌ترين ره‌آورد و هديه‌اى كه اين بزرگ مرد از سفر مراقبات و مكاشفاتش آورده است ، كتاب فصوص الحكم اوست كه در دهه آخر محرّم سنه 627 در دمشق در رؤياى مبشره‌اى از دست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به اخذ آن تشرّف حاصل كرده است ، و اين كتابى است در موضوع خود سهل ممتنع ، فهم آن را بايد أوحدى فردى بر عهده گيرد فيضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز الحكيم . سخن به درازا كشيد . غرض در بيان نحوه نزول معانى و حقايق از ماوراى طبيعت تمثّل آنهاست كه اين صور و اشباح مثالى در نفس تمثّل مىيابد ، و قوّه خيال و صورت خياليّه را تجرّد برزخى است ، و اثبات عالم مثال منفصل چگونه خواهد بود ؟ اعنى عالم مثال منفصل بدان اثبات نمىشود . اين تمثّل يافتن نيز به ايجاد و انشاء اشباح و صور اشياء در صقع نفس است كه آنها قائم به نفس‌اند ، نحو قيام فعل به فاعل نه مقبول به قابل كه نفس قابل آن صور باشد و آن صور در وى منطبع گردند تا از انطباع و انعكاس آنها منفعل شود ؛ زيرا على التحقيق ، نفس در ذات و صفات و افعالش ، مثال بارئ خود است ؛ بلكه آيت عظمى و مثل اعلاى الهى است . همچنان كه بارى تعالى خلق اعيان در خارج مىكند ، نفس نيز كار خدايى اعنى خلق اشباح و مثل معلّقه و صور علميه به اذن اللّه ، در كشور هستى خود مىنمايد ؛ بنگر كه خداوند متعال فرمود :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
، ولى به هوش باش كه با ذات غير متناهى غير ديدن ، ديدن أغيار است ، چه اين كه غيرتش غير در جهان نگذاشت . باز درست بنگر كه خداوند ( تعالى ) فرمود :
هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ
. اين مطلب را در درس نهم كتاب دروس اتحاد عاقل به معقول ، به تفصيل عنوان كرده‌ايم .

فصل چهارم

عالم عالى قدر مرحوم مولى عبد الرزّاق لاهيجى در كتاب ارزشمند گوهر مراد ، فصلى در عالم مثال آورده است ، نقل آن را در اين مقام مناسب و مفيد مىدانيم . و در