آن دو منطقه ، از جانب اقرب كمتر از اين ميل است ، لذا ميل كلى را ميل اعظم نيز مىنامند .
مثلا در اين شكل
AB
قوسى از دايره استواى سماوى ، و
AC
قوسى از دايره شمسيه كه هر يك ربع دور يعنى نود درجهاند ، و
BC
قوسى از دايره ماره به اقطاب اربعه كه مقدار ميل كلّى است .
اكنون كه ميل كلّى و تعريف آن دانسته شده است ، گوييم : أرصاد قديم و حديث اتفاق دارند كه قوس
BC
به تدريج رو به انتقاص مىرود - يعنى مقدار ميل كلّى كم مىشود ، بدين وجه كه
AB
كه دائره استواى سماوى است بر جاى خود ثابت و
AC
كه دايره شمسيّه است بدان نزديك مىشود . و مقدار نقصان در هر سال شمسى قريب نصف ثانيه فلكى است ، و به تحقيق 468 / 0 ثانيه است كه در نتيجه تمام سيّارات و تمام ثوابت اعم از كهكشان و غير آن و خلاصه همه اجرام علوى باثبات نظم و نضد خاصى كه دارند هر سال 468 / 0 ثانيه به سوى جنوب در حركتاند .
چند قضيه رياضى اصول اقليدس حايز اهميّت تاريخى شگفت است ، از آن جمله شكل شانزدهم مقاله چهارم آن است كه آخرين شكل آن مقاله است . در اين شكل طريق عمل كثير الأضلاع پانزده ضلعى متساوى الأضلاع و متساوى الزوايا در دايره بيان مىشود . در اين عمل محيط دايره به پانزده قوس متساوى تقسيم مىگردد كه هر يك از آن قوسها بيست و چهار درجه خواهد بود ، و هر يك از اضلاع كثير الأضلاع پانزده ضلعى وتر يك قوس بيست و چهار درجه . اين شكل را شكل ميل كلّى مىنامند بدين سبب كه مقدار ميل كلى كه ميل اعظم است به ارصاد قدماء بيست و چهار درجه بوده است چنان كه جناب ابو ريحان بيرونى در باب اول مقاله چهارم قانون مسعودى بدان نصّ دارد . ( ج 1 قانون مسعودى ، طبع اول حيدرآباد ، ص 363 ) .