باطن و عمق قلب خود نگه داشت كه :
بين المحبّين سرّ ليس يكشفه * قول و لا قلم للخلق يحكيه
كلمهء 312
كاملان را تفرقه از مقام جمع ، و جمع از مقام تفرقه ، محجوب نمىگرداند .
فتبصّر .
كلمهء 313
عارف متأله جناب سيد احمد اصفهانى كربلائى در جواب چهارم مكاتباتى كه ميان او و متأله اصفهانى ( كمپانى ) ، در شرح دو بيت شيخ عطّار : « دائما او پادشاه مطلق است . . . » ردّ و بدل شده است گويد :
مرحوم ملّا صدرا ( طاب ثراه ) در اول كتاب اسفار اگرچه توحيد خواص را تعقل نفرموده ولى در بحث علّت و معلول كه در ضيق خناق افتاده اعتراف به مطلب قوم في الحقيقه نمود كه عليّت نيست في الحقيقه مگر تنزل علّت به رتبه نازله ، و الآن حصحص الحق را به زبان آورده . . . .
نگارنده گويد كه مكاتبات ياد شده با رساله محاكمات جناب استاد علامه آقا سيد محمد حسين طباطبائى ( رضوان الله عليه ) به استنساخ و تصحيح اين كمترين به تفصيلى كه در مقدمه بر آنها نوشتهام ، در يادنامه شهيد قدوسى به چاپ رسيدهاند ( ط 1 ، ص 267 - 347 ) .
و آن كه عارف مذكور فرموده است : « و الآن حصحص الحق را به زبان آورده » ناظر به تحقيق عرشى جناب صدر المتألهين در فصل 26 مرحله ششم اسفار است ، فصلى كه مترجم به اين عنوان است : « فصل في الكشف عمّا هو البغية القصوى و الغاية العظمى من المباحث الماضية » اين فصل از غرر فصول آن مرحله بلكه سر سلسله غرر فصول اسفار است . و عبارت صدر المتألهين در اثناى آن اين است :
و هاهنا أي عند طلوع شمس التحقيق من افق العقل الإنسانى المتنور بنور الهداية