اى برادر قصّه چون پيمانه است * معنى اندر وى بسان دانه است
دانه معنى بگيرد مرد عقل * ننگرد پيمانه را گر گشت نقل
رسول خاتم ( صلوات اللّه عليه ) حكمت را بهشت دانسته است ، و فرموده است : « أنا مدينة الحكمة و هي الجنّة و انت يا علىّ بابها . . . » يعنى اى على من شهر حكمتم و حكمت بهشت است و تو باب آنى .
غرض اين كه : دين و علم اين كه معارض يكديگر نيستند بلكه معاضد يكديگرند .
3 - در كجا ( يا در چه صورت ) ممكن است بين علم و دين تعارض پيدا شود ؟
ممكن است برخى از دانستنيها كه نه در متن تعيّش و تمدّن انسانى ضرورى باشد ، و نه در معرفت به اسرار و حقايق دين دخيل ؛ و آگاهى بدان جز تباهى و اتلاف سرمايه زندگانى و زيان به سعادت جاويدانى نيست ، از ديدگاه نورانى دين الهى منفور و مطرود باشد ، چنان كه برخى از خوراكيها و نوشيدنيها مانند مردار و مى كه دين از خوردن آنها منع فرموده است .
4 - در گذشته زمينههاى پيدايش تعارض بين اين دو چه بوده است ؟
پاسخ اين پرسش به دو وجه است : يك وجه آن همان پاسخ از پرسش سوم است .
وجه دوم آن اين كه برخى از پيشينيان به نام « اصحاب معارف » بر اين پندار ناهنجار بودند كه نيازى به نبوّت و شريعت نيست ، و مىگفتند : گفتار مدّعى نبوّت آيا موافق با عقل است و يا مخالف با آن است ؟ اگر مخالف با آن است مسموع نيست ، و اگر موافق با آن است عقل خود حاكم است ، پس نيازى به پيامبر و دين و شريعت نيست .
و لكن اين پندار سخت سست و از بيخ نادرست است و فقط بهانه و دستآويزى براى فرار از تكليف است ، چه اين كه عقل بشر از ادراك كنه خواص