تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
القيامة يقال لقارئ القرآن اقرأ وارق . قرآن ، حكيم است و آيات او حكمت است و حكمت بهشت است و درجات بهشت به عدد آيات قرآنند و جانى كه حكمت اندوخته است شهر بهشت است و ولايت ، در اين شهر . آرى ولايت ، در بهشت است ، ولايت زبان قرآن است ، ولايت معيار و مكيال انسان‌سنج است ، و ميزان تقويم و تقدير ارزش انسانها است . پس هر كس صحيفه وجود خود را مطالعه كند كه تا چه پايه قرآن است يعنى مدينه حكمت و شهر بهشت است . رساله قرآن و انسان ما را در اين نكته عليا ، رتبه والاست . صط - آن‌كه در ارتباط بىتكيف و بىقياس خود با پروردگارش درست بينديشد ، دريابد كه صلاة سبب مشاهده است و مشاهده محبوب قرة عين محبّ است لذا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود : « جعلت قرة عيني في الصلاة » ؛ زيرا كه صلاة مناجات بين حق تعالى و عبد اوست ، و چون صلاة مناجات است ذكر حق است ، و ذاكر حق همنشين حق است و حق جليس اوست ، و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مىبيند و الا جليس او نيست لذا وصى ( عليه السلام ) فرمود : « لم اعبد ربا لم أره » پس صلاة مشاهده و رؤيت است يعنى مشاهده عيانى روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است ، و رؤيت عينى در مظاهر فرقى است . و به عبارت اخصر ؛ مشاهده در مقام جمعى است ، و رؤيت در مظاهر فرقى . پس اگر مصلّى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداند حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلى است ، حق را نمىبيند . ق - آن‌كه در ارزش تكوينى انسان تعقل كند ، او را مكيال هرچيز و ميزان قدر و قيمت آن داند ؛ يعنى علم و حسّ انسانى را معيار معلومات و محسوسات يابد ، و ارزش هر موجود را به وجود انسان و بهره بردن وى از آن و به تمدن جامعه انسانى وابسته بيند . اين انسان است كه در جميع موجودات و در همه عوالم و مراتب سير علمى مىنمايد ، و وى را مقام وقوف نيست و به هر رتبه و درجه‌اى كه رسيده است در آن مرتبه توقف نمىكند و به مرحله بالاتر عروج مىيابد ، و متصف به صفات كماليه جميع موجودات مىگردد ، و بر همه تسلّط مىيابد ،