استجابت دعاست ، و حايز اهميّتى بسزا در بحث از اين مدّعى است .
قوله :
اثر اسم به هر اندازه * كه بخوانند به هر آوازه ( 7 )
هيچ شك نيست كه در اسرع حال * به اجابت برسد بىاهمال ( 8 )
در بعضى نسخ به جاى « بىاهمال » بىاجمال است ؛ شايد صحيح هر دو بىإمهال باشد .
به هر آوازه - يعنى به هر لسان - كه لفظ ملفوظ است و معنى محفوظ ، و لكن در لفظ هم اثرى است كه سمع بىبهره نماند « ألا فاسقنى خمرا و قل لي هى الخمر » ، و آثار ديگر نيز در اوست فتدبّر . و لكن از حلوا حلوا دهن شيرين نمىشود ، مگر بذكر محبّ ، محبوب در دل نشيند كه حال بايد چنان كه اسرع حال مشير به آن است ، و در بعد گويد : داند آن هر كه زاهل حال است . در الهى نامه گفتهام :
« إلهى جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد » .
از باب نوزدهم مصباح الشريعة كه در دعاست تبرّك جوييم :
قال النبى ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) قال الله تعالى : من شغله ذكرى عن مسألتى أعطيته أفضل ما أعطى للسائلين .
قال الصادق ( عليه السلام ) : لقد دعوت اللّه مرة فاستجاب لى و نسيت الحاجة لأنّ استجابته باقباله على عبده عند دعوته أعظم و اجل ممّا يريد منه العبد و لو كانت الجنّة و نعيمها الأبدى ، و ليس يعقل ذلك إلا العاملون المحبّون العارفون صفوة اللّه و خواصّه .
كأنّ شيخ اجل سعدى ناظر به گفتار عرشى امام صادق ( عليه السلام ) است كه در خطبه گلستان معطّرش گويد :
يكى از صاحبدلان سر به جيب مراقبت فرو برده بود ، و در بحر مكاشفت مستغرق شده ، حالى كه از آن معاملت باز آمد يكى از محبّان گفت : از اين بوستان كه بودى چه تحفه كرامت كردى اصحاب را ؟ گفت به خاطر داشتم كه چون به درخت گل برسم دامنى پر كنم هديه أصحاب را ، چون برسيدم بوى گل چنانم