تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
ص 77 ، س 6 ، قوله :
« تا تو از نيستى كله ننهى * روى را در بقا بره ننهى چون شوى نيست سوى حق پويى * تا بويى هست راه دق جويى »
خواجه حافظ گفته است :
بر در ميخانه رفتن كار يكرنگان بود * تن‌فروشان را به كوى مىفروشان راه نيست
در بند دهم دفتر دل گفته‌ام :
بيا در فهم سرّى گوش دل ده * ز سبحان الذى أسرى بعبده شب معراج احمد را شنيدى * مقامات محمّد را نديدى چو دادى تار و پودت را به تاراج * عروج احمدى يا بى به معراج
ص 77 ، س 8 ، قوله :
« مىنخوانى تو از كتاب خدا * نيست اموات مرد بل احيا » .
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ
« 1 »
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
« 2 » خواجه حافظ گويد :
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريده عالم دوام ما
ص 78 ، س 1 ، قوله :
« منّت كردگار هادى بين * كادمى را ز جمله كرد گزين » .
اشاره است به كريمه
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ . . . .
« 3 » عارف جامى گويد :
بشناس قدر خويش كه پاكيزه‌تر ز تو * درّى نداد پرورش اين آبگون صدف
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 155 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 170 . ( 3 ) - سورهء إسراء ، آيهء 72 .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 244 | حسن حسن زاده آملى