قوله سبحانه :
صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً . . .
« 1 » . در تذكره يادشده آمده است :
جناب متأله در هفت هشت سالگى شروع به صرف و نحو كرد ، و در ده سالگى پدرش به مكه رفت و در برگشت در شيراز وفات يافت ؛ عمّهزادهاش حاج ملا حسين سبزوارى متكفل جناب متأله سبزوارى شد ، اين مرد نقش فراوانى در زندگى حاجى داشت . ملا حسين سبزوارى سالها مقيم مشهد و در حال انزوا و مراقبت و مواظبت تمام قرار داشت . ملا حسين او را به ارض اقدس برد ، در تمام اخلاق فاضله او را مشاركت داده بود .
آرى استاد مربّى كامل در ترقى و تكامل انسان به خصوص در آغاز جوانى و بهار زندگانى ، اهميّت بسزا دارد . مهمترين صنع و هنر انبياء آدمسازى و تشكيل مدينه فاضله انسانى است . در حقيقت شاگرد نشانه استاد و مظهر كمال و علم و اخلاق و آداب اوست . به قول خواجه عبد الله انصارى : « الهى دود از آتش چنان نشان ندهد و خاك از باد كه ظاهر از باطن و شاگرد از استاد » . و به قول عارف رومى در دفتر سوم مثنوى :
هركه در ره بىقلاووزى رود * هر دو روزه راه صد ساله شود
هركه گيرد پيشهاى بىاوستا * ريشخندى شد به شهر و روستا
هيچكس بىاوستا چيزى نشد * هيچ آهن خنجر تيزى نشد
البته حكيم الهى سبزوارى هم قابليت فطرى داشت ، چه اگر كسى را زمينه قابل نباشد و اقتضاى عين ثابتش كسب علوم و معارف نبوده باشد در محضر هر استاد بزرگى اگرچه آن استاد خاتم انبياء بوده باشد ، بهرهاى نمىبرد . بقول بزرگى :
آنكه را روى به بهبود نداشت * ديدن روى نبى سود نداشت
در مورد متأله سبزوارى هم فاعل در فاعليتش كامل بوده است و هم قابل در قابليتش . در چنان جان پاك مستعدّ قريب العهد به مبدأ ، از چنان استادى بذرهاى
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ، آيهء 139 .