خودت را معطّل نكنى .
در بيوگرافى رنه دكارت فرانسوى
( Rene Descartes )
آمده است كه روزى يكى از دوستانش بديدارش رفته بود ، دكارت با كارد و دستى خونآلود درب خانه را به روى دوست بگشود ، دوست گفت اين چه حالت است ؟ گفت به مطالعه مشغولم ، ديد دكارت در حياط پشت خانه به تشريح گوسالهاى سرگرم بود .
و لكن تشريح حيوان نمودى از معرفت تشريح انسان است ، زيرا كه اعضاء حيوانات بحسب اختلاف نفوسشان و بحسب آنچه كه در تعيّش محتاج بدانند مختلف مىباشند براى اين كه اعضاء آلات نفوس در ظهور و صدور افاعيل آنهايند ، لذا به هر يك از حيوانات به حسب حاجت و ضرورت ، اعضائى مختلف در عدد و مقدار و هيئت و شكل و اوضاع داده شده است .
بلكه سخن در تشريح فراتر از آنست كه گفته آمد ، و به عبارت مرحوم عقيلى علوى در كتاب متين و رصين مجمع الجوامع و خلاصة الحكمة :
معرفت تشريح عظام و مفاصل و مانند آن هر دو آسانست در ميّت از هر سببى كه باشد موت آن . خصوصا كه مدتى گذشته و گوشت و پوست آن فانى شده و استخوانهاى متّصل بهم به رباطات مانده كه محتاج به عمل بسيارى نيست براى معرفت هيئت عظام و مفاصل .
و امّا معرفت تشريح قلب و شرايين و حجاب و ريه و مانند آن موقوف بر كيفيّت حركت آنست كه آيا حركت شرايين مصاحب حركت قلب است يا مخالف آن ؟ و همچنين حركت ريه با حركت حجاب ؟ و معلوم است كه اطلاع بر آن حاصل نمىگردد مگر در تشريح زنده و اين بسيار دشوار است بسبب اضطراب آن به جهت رسيدن الم بسيارى به دو
و أما تشريح عروق صغارى كه در جلد است و چيزى كه قريب بدانست اين نيز در زنده بسيار دشوار است به همان جهت . و همچنين در ميّت نيز ، خصوصا ميّتى كه موت آن به سبب امراض به تخصيص مرضى كه لازم باشد آن را قلت دم و رطوبات ، مانند دقّ و إسهال و نزف الدم كه در اينها عروق مخفى مىگردند .