تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦

كلمهء 200

آناتوميست نامدار و طبيب بزرگوار مرحوم على بن زين العابدين همدانى در هامش كتاب شريف امراض عصبانى ترجمه كتاب مسيوكريزل فرانسوى گويد : روزى وارد يكى از مريضخانه‌هاى پاريس شدم در حالتى كه كسى مرا نمىشناخت ، چنان كه رسم است طبيب معلم و نايب او و چند نفر از شاگردان طبيب و دواساز و دختر از دنيا گذشته كه اسباب عيادت‌اند تمام مرضاى روزهاى سابق و آنهائى كه همان روز داخل شده بودند عيادت كرده ، معلم اغلب آنها را الكليسم يعنى مسموم از افراط شرب شراب تشخيص نمود . خطاب به همگى نموده گفت : حضرات انصاف بدهيد و ببينيد محمّد چقدر مرد بزرگى بوده است كه هزار و دويست سال قبل از اين ، اين مطلب را فهميده و از شرب آن نهى فرموده ، و ما حيوانها كه مىگوييم تربيت شده‌ايم مىخورديم تا به اين قسمها مبتلا مىشويم . و از اين غريب‌تر روزى در مريضخانه كه امراض كوفت و سوزنك را معالجه مىكنند معلم جراحى در مدرس يعنى اطاق اعمال يدى چند عمل يدى كرد . دو نفر از آنها كه يكى را مادّه كوفتى بسر حشفه رسيده حشفه و خيلى از پوست آن را متاكل كرده متورم شده هيئت غريبى پيدا كرده بود . يكى ديگرش با وجود اين كه حشفه متاكل شده بود بطورى متورم بود كه ديگر ادرار كردن و دور كردن پوست آن ممكن نبود ، لابد شد آنها را به زحمت زياد ختنه كرد . بعد از فراغ از اين اعمال كه دست و اسباب او آلوده به چرك متعفّنى شده بود ، در كمال تغير چاقو را بر زمين زده گفت : كاشكى ما هم به دين محمّد بوديم كه اگر از اول ختنه مىكرديم اين طورها گرفتار نمىشديم . « 1 »
هامش
( 1 ) - « امراض عصبانى » ص 9 ، چاپ ناصرى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 456 | حسن حسن زاده آملى