تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ص 583 س 5 : « أهدى . . . » در باب چهاردهم فصل المقال ابو عبيد بكرى اين مثل آمده است : « كمستبضع التمر الى هجر » « 1 » . هجر محركة شهرى است به يمن خرما را به وى نسبت كنند ؛ و نيز همگى بحرين را هجر نامند ، منه المثل : كمبضع تمر الى هجر « 2 » . و نيز در منتهى الأرب گويد : استبضع الشىء : بضاعت ساخت آن را ، و في المثل كمستبضع تمر الى هجر ، و ذلك لأن هجرا معدن التمر . وشى : نگارين كردن جامه و آراستن و نيكو نمودن آن را . ابراد جمع برد است و برد يمانى معروف است . يعنى ارمغان مىآورم مانند كسى كه خرما را بضاعت خود ساخت و براى تجارت به هجر كه معدن خرما است مىبرد ، و يا بردهاى نگارين و آراسته را به يمن - كه برد را از آنجا مىآورند - حمل مىكند . اين مثل چنانست كه ما در پارسى گوييم : زيره به كرمان مىبرد و خرما به عربستان . ص 583 س 7 : « و قد فرغنا . . . » همانا كه از ترجمت اين دو باب ( باب كبوتر و روباه و بوتيمار ، و باب پادشاه موشان دشتى و وزيرانش ) در شب پنجشنبه چهارم جمادى نخستين سال يكهزار و سيصد و هشتاد و دو از هجرت آن كس - اعنى پيغمبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلم - كه به منطق صواب و فصل خطاب - اعنى قرآن مجيد - مخاطب شده است ( - 12 / 7 / 1341 ه ش ) ، فراغت يافته‌ايم . حمد مر خداى را در آغاز و انجام
وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 3 » . اين بود شرح شواهد آيات و روايات و امثال و اشعار عربى دو باب ياد شده از كتاب كليه و دمنه به ترجمه اين فقير الى اللّه الغنّي المغني حسن حسن‌زاده آملى كه براى طبع مجدّد آن به رشته نوشته درآمده است . و در شرح شواهد فارسى آن بدان
هامش
( 1 ) - « فصل المقال » ص 413 ، چاپ بيروت . ( 2 ) - « منتهى الأرب » . ( 3 ) - سورهء يونس ( 10 ) : 11 .