تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
اندازه كه در پاورقى كليله و دمنه چاپ شده نگاشته‌ايم اكتفاء مىكنيم ( چهارشنبه چهارم ذى حجه 1413 ه ق - 5 / 3 / 1372 ه ش ) . لطيفه : هنگامى كه ترجمه دو باب ياد شده كتاب كليله و دمنه به پايان رسيد آن را به پيشگاه انور استادم معلّم عصر ابو الفضائل حضرت علّامه ذو الفنون آية اللّه حاج ميرزا ابو الحسن شعرانى - رضوان اللّه تعالى عليه - ارائه دادم ؛ آن جناب با شادمانگى بسيار هر دو باب آن را قرائت فرمود ، و چون قرائت باب دوم به پايان رسيد با تبسّمى شيرين و دلنشين رو به من فرمود و گفت : « اين موشك ناقلا اين همه آيات و روايات و اشعار و امثال و لطائف تعبيرات را كجا ياد گرفته است ؟ »

كلمهء 199

مرحوم ملّا اسماعيل سبزوارى در مجلس چهل و نهم حياة الحيوان به نام مجمع النورين گويد : بر نر بسيار غيور است وقتى كه گله راه مىرود بز نر پيشاپيش همه گوسفندها راه مىرود نمىگذارد گوسفندى بر او پيشى بگيرد . و اين به جهت آنست كه چون سايه خود را در آفتاب مىبيند خود را به جهت شاخهاى بلند و ريش درازى كه دارد بهتر از ديگران مىپندارد و نمىگذارد گوسفندان ديگر بر او تقدّم بجويند و آنها را شاخ مىزند . مكتوب في التوراة لا يغرّنك طول اللّحى فإن التيس له لحية . يعنى فريب ريش بلند نخوريد و گمان نكنيد كه هر كه ريش بلندى دارد از ساير مردم بهتر است به جهت آن كه تكه و بز نر هم ريش بلند دارد و حال آن كه با گوسفندان ديگر فرقى ندارد . شريح قاضى اطلس بود ، مرد يهودى همسايه‌اش بود ريش بلندى داشت ، شريح مىگفت : اگر ريش بيع و شرى مىشد من به ده هزار درهم چنين ريشى را مىخريدم . « 1 »
هامش
( 1 ) - « حياة الحيوان » ص 347 ، رحلى ، چاپ سنگى .
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 455 | حسن حسن زاده آملى