ارض ، و قُدّام آن بسوى آسمان ، و يمين آن مشرق ، و يسار آن مغرب است كه زمينى و آسمانى هر دو يكسان بر هيئت ستاناند و يمين آنان اقوى الجانبين ايشانست .
پس بدان كه تمام نقشهها و اطلسها و كرات مصنوعى ارضى و سماوى همه بدين صورت ترسيم شدهاند كه چون كره يا صحيفه نقشه جغرافيائى را در دست بگيريم قسمت معموره در بالاى كره و صحيفه روبروى ما قرار مىگيرد كه كأنّ در نقطهاى از عرض جنوبى قرار گرفتهايم و تمام آبادانى را فرا روى خود مىنگريم فافهم و لا تغفل .
كلمهء 160
نگارنده را رسالهاى در اصول و امّهات مسائل عقلى است كه برخى از آنها را به عنوان نمونه در اين كلمه مىآوريم :
اصل : انسان در هيچ نشأه بىبدن نيست ، و بدن هر نشأه به وفق اقتضاى آن نشأه است ، و تفاوت ابدان به كمال و نقص است .
اصل : تجافى در كلمات وجودى نظام هستى راه ندارد ، لذا اسماء عينى كه مظاهر اسماء علمىاند توقيفىاند .
اصل : جزاى هر كس در طول عمل او بلكه نفس عمل اوست .
اصل : علوم و معارف را هم از طريق برهان نظرى تحصيل توان كرد و هم از طريق عرفان عملى . و به عبارت ديگر : در راه كسب معارف هم منطق و برهان مىبايد و هم شهود و عرفان .
اصل : هر اثرى نمودار دارائى مؤثّر خود است .