است . ( 20 - 5 * 4 ) . و مرادش از « فيجتمع عدد » حاصل ضرب است .
2 - و عدد مربّع حاصل ضرب عددى در مثل خودش است ، و دو عدد متساوى با يكديگر بر آن محيطاند . ( مثلا : 16 - 4 * 4 ) . بدان كه عبارت اخير در تعريف - اعنى و دو عدد متساوى با يكديگر بر آن محيطاند - حكمى از احكام مربّع است نه اين كه تتمّه تعريف مربّع بوده باشد . و همچنين در تعريفات ديگر .
3 - و عدد مكعّب حاصل ضرب عددى در مربّع خودش است ، و سه عدد متساوى با يكديگر محيط بدانند . ( مثلا : 64 - 4 * 16 - 4 * 4 ) .
4 - و عدد مسطّح حاصل ضرب عددى در عددى است ، و دو عدد كه دو ضلع آنند محيط بدانند خواه اين دو ضلع با هم مساوى باشند مانند مربع ، و خواه نباشند .
5 - و عدد مجسّم حاصل ضرب عددى در عدد مسطّح است ، و سه عدد كه اضلاع اويند محيط بدانند . ( مثلا : 56 - 2 * 28 - 4 * 7 ، و يا * 32 - 2 * 16 - 4 * 4 ) .
و بدان چنان كه مسطّح اعمّ از مربّع است مجسّم نيز اعمّ از مكعّب است و لكن نوعا مكعب را در حاصل ضرب سه عدد - يعنى سه ضلع - مساوى با يكديگر به كار مىبرند ، و مجسّم را در حاصل ضرب سه عدد - يعنى سه ضلع - مخالف با يكديگر ، يا يكى مخالف با دوى ديگر كه آن دوى ديگر مساوى با هم باشند .
در كتب رياضى بلكه در صحف فقهى و جوامع روائى بجاى تسطيح و مسطّح - به معنى ياد شده - تكسير و مكسّر بسيار به كار برده شده است . مثلا در صحف فقهى در تقدير آب كرّ فرمودهاند كه به حسب وزن چه قدر است و به حسب مساحت چه قدر ؟ مرحوم شهيد ثانى در شرح لمعه فرمايد : « الكرّ بالمساحة ما بلغ مكسّره اثنين و اربعين شبرا و سبعة أثمان شبر » . يعنى كر بمساحت آنست كه مكسّر آن 7 / 8 42 وجب باشد .
و بدين معنى مرحوم شيخ بهائى در الحبل المتين فرمايد :
فمعنى قولهم : « الكر ما بلغ تكسيره اثنين و اربعين شبرا و سبعة أثمان شبر » أنه ما
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٢٤٩