اما مولده بر دو نوع است : نوعى تحصيل منى مىكند ، و نوعى تحصيل قوايى كه در منىاند پس آن قوى را به تمزيجات مختلفه به حسب هر عضو در مىآورد ، و اين قوه مولده را مغيّره اولى مىنامند .
و اما مصوره آن قوهايست كه از او تخطيط اعضاء و تشكيلات آنها صادر مىشود ، و او را مغيّره ثانيه گويند .
قواى خادمه - يعنى خادمه غاذيه - چهار قوهاند كه جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعهاند . جاذبه براى جذب غذاى نافع است . و ماسكه براى نگهدارى آن غذاى نافع است تا زمانى كه قواى نيازمند به آن نافع در وى تصرف كنند . و هاضمه براى احاله غذاء به قوام صالح - يعنى به آنچه كه قوام عضو و شخص را شايسته است - مىباشد . و نيز هاضمه براى ترقيق غليظ ، و تغليظ رقيق است . و دافعه براى دفع آن چيزهايى است كه ملايم با بدن نيست چون ثفل و ديگر فضولات . « 1 »
اما بيان قواى حيوانى و نفسانى را به شرح فصوص ياد شده از فص 38 به بعد ارجاع مىدهيم .
( 15 ) بدين چاراونه هر يك را معين كرده تا دارند * نبرد افروز شاهى را بخوان خويشتن مهمان
( 16 ) يكى دستور گوينده ، دوم سلطان جوينده * سيم معمار روينده ، چهارم نسل را دهقان
مجموع هر چهار اعضاى رئيسه و ارواح تعبيه شده در آنها ، شاه نبرد افروزى را كه روح انسانى است ، بر خوان خويشتن مهمان دارند . دستور گوينده ، روح متعلق به دماغ است . سلطان جوينده ، دل است . معمار روينده ، جگر است ، نسل را دهقان ، خصيتين است .
( 17 ) دسيس و گرمى و سردى بساط افكنده در قالب * بر او بنشسته چار انباز زو هر يك بديگر سان
هامش
( 1 ) - « نصوص الحكم » ص 218 - 219 .