تو خود اى سرور من آگاهى * هر كجايى كه بود بنگاهى
پاسخ پرسش من از خانه * اوّلا بچه دارى تو يا نه
از تحيّر سر او فكنده به زير * چه كنم در جواب او تقرير
نه دروغ است و راست با أمّا * با لن و ليس و لم و لمّا
با همه فضل و دانش و فرهنگ * كج و مُعوَجّ شدم چو يك خرچنگ
بس كه گشتم به كوچه پس كوچه * شدم از لاغرى چو يك جوجه
كوچه و جوجه را پريشانى * كرده هم قافيه كه خود دانى
گر تو باشى بگو چه چاره كنى * خانهاى بهر خود اجاره كنى
ار حسن زادهات گنهكار است * كاينچنين رنج را سزاوار است
رحم بر طفل شيرخوارش كن * يا به مامان دل فگارش كن . . .
و حق تعالى نيز به مفاد ردّ جواب الكتاب واجب كوجوب ردّ السلام جواب نامه را به نظم بيش از شصت بيت بدين عنوان مرحمت فرموده است :
اى جوان مرد پاك آزاده * دوست مهربان حسنزاده
تا پس از چند بيتى به تفقّد خواجگى و دلجويى و بندهپرورى فرموده است :
فاعلاتن مفاعلن فَلَعَن * چشمها شد به نامهات روشن
نامهاى كاينچنين بلند بود * بايد از چون تو ارجمند بود
آفرين بر تو باد و نامه تو * نقش شيرين شَهد خامه تو
آن دبير فلك عطارد ما * از دبيرى بداد استعفا
كه كسى را چنين قلم باشد * خود دبيرى من ستم باشد
زهره از وجد چنگ زد در دف * زده كفّ الخضيب كف بر كف
شده برجيس مشترى كه بها * مىدهم در إزاى آن خود را
آنچه در آسمانم افرشته است * دست از كار خود فروهشته است
مشك را با گلاب بسرشته است * نسخهاى بهر خويش به نوشته است
شد فضاى فلك پُر از بهبه * زهره از شعر تو زند چهچه
ليك اى پادشاه ملك سخن * حسنِ آملىّ پاك دهن