ما اين مسائل را در رساله ولايت تكوينى ، و به ويژه در رساله انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه به تفصيل تقرير و تحرير كردهايم كه اهل درايت را كفايت است ، و هر يك چند بار به طبع رسيده است .
نمط دهم اشارات شيخ رئيس در اسرار آيات است . يعنى در ظهور غرايب از قبيل اخبار به غيب و كرامات و صدور معجزات و ديگر امور خارق عادات از نفس ناطقه انسانى است . و شيخ همه اين مسائل را با استمداد از تمثيل و تنظير به مذاهب طبيعت مبرهن فرموده است .
در بند يكم و دوم و سوم آن گويد :
اگر ترا خبر رسد كه عارفى مدتى غير معتاد از اندك قوت باز ايستاد ، آسان تصديق او كن و آن را در روش مشهور طبيعت شمار . به يادآور كه هرگاه طبيعت و مزاج مواد صالحه بدن را تحليل نبرد و هضم نكند مدّتى سالم مىماند بىغذاى تازه . و نيز حالات نفسانى در مزاج تاثير دارد و بالعكس . پس واردات غيبى بر نفس عارف بدن او را مسخر نفس مىكند چنان كه بدن از اشتغال به افعال طبيعى باز مىماند و مواد صالحه را تحليل نمىبرد و بىغذا زنده مىماند .
و آن را تشبيه به تب و بيماريها كرده است كه در آن حالت بدن چند روز بىطعام زنده است براى آن كه تحريك براى هضم و تحليل در بدن او نيست .
و در بند پنجم آن گويد :
اگر ترا خبر رسد كه عارفى كارى توانست و امثال وى توانايى آن نداشتند ، يا حركتى يا تحريكى كرد كه ديگران از آن عاجز مىماندند آن را به انكار تلقّى مكن كه اگر در روش طبيعت جستجو كنى راه به سبب آن بيابى .
و در بند بيست و پنجم آن گويد :
شايد ترا خبر رسد كه عارفان كارهاى خارق عادت كردند و تو در تكذيب شتاب نمائى ، مانند اين كه عارفى براى مردم استسقاء كرد و باران آمد ، و شفا از بيمارى خواست آنها شفا يافتند ، يا بر آنها نفرين كرد زمين آنها را فرو برد ، يا آنها را زلزله رسيد ، يا به وجه ديگر هلاك شدند ، يا براى آنها دعا كرد وباء و مرگ و سيل و
هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص١٧٠