تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
بديهى است آن امارات نسبتهائىاند كه از امور متقابله پديد آمده‌اند . اما در قسم دوم ممكن نيست كه امارات تميز ، امر زائد بر متعين باشند چه اين كه بديهى است به عدم آن امر كه فرض زائد بودنش شد حقيقت متعين منتفى مىگردد ، و به وجود او حقيقت متعين ، متحقق مىگردد زيرا كه حقيقت كل همانا كه كليت او به اعتبار احاطه او به اجزايش تحقق مىيابد و به اين احاطه از اجزايش امتياز پيدا مىكند . و همچنين عام ، عموم او به اعتبار احاطه او به خصوصيات و جزئيات و جامع بودنش مرآن خصوصيات را است و به اين احاطه از خواص خود امتياز مىيابد . و شك نيست كه هيئت مجموعيه و صور إحاطيه‌اى كه اشياء را است براى آنها حقيقتى وراى اين خصوصيّات و احديّت جمع آنها نيست . حالا گوئيم كه تعيّن واجب تعالى از قبيل قسم دوم است زيرا كه در مقابل او چيزى نيست ، و او در مقابل چيزى نيست تا تميز تقابلى داشته باشد ، پس تمايز تقابلى در بارى تعالى راه ندارد . خلاصه مطلب اين كه تمايز و تعين دو چيز و جداى از يكديگر به بودن صفاتى و خصوصياتى در اين يكى است كه مقابل آن صفات در آن ديگر هم ثابت است كه هر يك از اين دو واجد صفاتى خاص است و به آن صفات از يكديگر متمايزند در اين صورت آن دو تمايز تقابلى دارند . و ظاهر است كه امارات تميز در اين قسم خارج از متعين است ، زيرا كه آنها نسبتهائىاند كه از امور متقابله پديد مىآيند به مثل چون أمارات تشخص زيد از عمرو كه هر يك به صفاتى كه داراست متميز از ديگرى است . اما تعين و تميّز محيط و شامل به مادونش چون تميز كل از آن حيث كه كل است به صفتى است كه براى كل است و از اسماء مستأثره او است و خارج و زائد از او نيست بلكه به وجود او متحقق و به عدم او منتفى است . و چون هيچ جزء مفروض كل بدان حيث كه كل است منحاز از كل نيست زيرا كه كل نسبت به مادونش احديت جمع دارد ، لا جرم تمايز بين دو شىء نيست