تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
لايروبى شود مجراى آب حيات ، و مجلاى ذات و صفات مىگردد . در ديوان راقم آمده است :
سرّ تو جدول درياى وجود صمديست * دفتر غيب و شهود كلمات أحديست
دل صافيست كه مرآت جمال است و جلال * جلوه‌گاه ملكوت ازلى و ابديست
نفس را فوق تجرّد بود از أمر إله * واحد است ارچه نه آن واحد كم عدديست
عقل كل والد و أمّ نفس كل و زين اب و أمّ * آدم بوالعجب فرشى عرشى ولديست
ه - « أنت كلّى و أصلى » كلّ سعى صمدى كه اصل ما سوايش است و حامل همه است و رجوع همه به دو است و تعيّن اطلاقى و احاطى دارد . امام الموحّدين امير المؤمنين على - عليه السلام - در جواب جاثليق فرموده است : اللّه عزّ و جلّ حامل العرش و السّماوات و الأرض و ما فيهما و بينهما . فكلّ محمول يحمله اللّه بنوره و عظمته و قدرته ، فكلّ شيء محمول و اللّه تبارك و تعالى الممسك لهما أن تزولا و المحيط بهما من شىء و هو حياة كلّ شىء ، و نور كل شيء . . . « 1 » . تعيّن بر دو وجه متصوّر است يا بر سبيل تقابل ، و يا بر سبيل احاطه كه از اين تعبير به احاطه شمولى نيز مىكنند . و امر امتياز از اين دو وجه بدر نيست زيرا كه شىء از مغاير خود ممتاز است به اين كه صفتى خاص در اين شىء است ، و صفتى ديگر مقابل آن صفت در شىء مغاير آن ، چون تمايز مقابلات از يكديگر كه در اين تمايز متمايزان تعدد واقعى خارجى از يكديگر دارند چون تمايز زيد از عمرو ، و بقر از غنم ، و حجر از شجر و نحو آنها . اين وجه تمايز و تعيّن بر سبيل تقابل است . وجه دوم كه بر سبيل احاطه است چنان است كه صفتى براى اين متميز ثابت است و براى متميز ديگر ثابت نيست چون تميز كل از آن حيث كه كل است نسبت به اجزايش ، و تميز عام از آن حيث كه عام است نسبت به جزئياتش . امارات تميز در قسم اول كه تمايز تقابل بود ناچار خارج از متعين‌اند زيرا كه
هامش
( 1 ) - « اصول كافى » ج 1 ، ص 100 ، به اعراب راقم ، باب العرش و الكرسى از كتاب التوحيد ، نقل به اختصار .