تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هزار و يك كلمه (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و باز در پيرامون همين مطلب در اين حديث شريف تدبّر بفرمائيد : المجلس التاسع و العشرون من أمالى الصدوق بإسناده إلى الحسن بن محبوب عن محمّد بن القاسم النّوفليّ قال قلت لأبى عبد اللّه الصّادق - عليه السلام - : المؤمن يرى الرّؤيا فتكون كما رآها ، و ربّما رأى الرّؤيا فلا يكون شيئا ؛ فقال : إنّ المؤمن إذا نام خرجت من روحه حركة ممدودة صاعدة إلى السّماء فكلّ مارآه روح المؤمن في ملكوت السّماء في موضع التّقدير و التّدبير فهو الحقّ ؛ و كلّ مارآه في الأرض فهو أضغاث أحلام . فقلت له : و تصعد روح المؤمن إلى السماء ؟ قال : نعم . قلت : حتّى لا يبقى منه شىء في بدنه ؟ فقال : لا ، لو خرجت كلّها حتّى لا يبقى منه شىء إذا لمات ، قلت : فكيف تخرج ؟ فقال : أما ترى الشمس في السّماء في موضعها ، و ضوءها و شعاعها في الأرض ؟ فكذلك الرّوح أصلها في البدن و حركتها ممدودة « 1 » . نوفلى گفت : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم : مؤمن خوابى مىبيند و همان گونه خواهد بود كه ديده است . و چه بسا كه خواب مىبيند و واقعيتى ندارد . امام - عليه السلام - در جواب فرمود : مؤمن كه خوابيده است روح او حركتى مىكند كه تا به آسمان كشيده مىشود ، پس آنچه را كه در ملكوت آسمان در موضع تقدير و تدبير ديده است آن حق است ، و آنچه را كه در زمين ديده است آن اضغاث احلام است . نوفلى گويد : به امام گفتم : آيا روح مؤمن به آسمان صعود مىكند ؟ گفت : آرى . گفتم : آن چنان كه چيزى از روح در بدنش باقى نمىماند ؟ . فرمود : نه اين گونه نيست ، اگر روح به كلّى از بدن خارج شود كه چيزى از آن در بدن نماند ، هر آينه كه بدن مرده است . گفتم : پس چگونه خارج مىشود ؟ فرمود : آيا آفتاب را نمىبينى كه در جاى خود است و شعاع آن در زمين است ؟ همچنين است روح
هامش
( 1 ) - « أمالي صدوق » ص 88 ، چاپ سنگى .