آنهمه آيات و روايات كه نقل كردهايم تحريص به معرفت نفس بود ، حديث رسول الله ( ص ) كه از غرر و درر نقل كردهايم كه اعلمكم بنفسه اعلمكم بربه ، آيا سياق اين حديث و آنهمه احاديث تعليق بر محال است ؟ وانگهى كلمه كنه را از كجا آوردهايد ؟ و ضمير ربه راجع به من است كه در آن نكتهايست بايد بيان شود تا معلوم شود كه كسى خود را شناخت رب خود را شناخت يعنى چه ؟
گذشته از اين ، معرفت بر طرق و انحاى گوناگون است :
معرفت از طريق فكر و نظر يك نحو است ، و معرفت از طريق شهود نحو ديگر ، و اگر معرفت به نفس را به طريق اول منع كنيم طريق دوم بر صحت و قوت خود باقى است و سخت استوار و پايدار است .
و پس از اينها كه گفتهايم لازمه قول قائلين به عجز معرفت نفس اين است كه كسى معرفت به رب خود پيدا نكرده باشد .
آن همچنانكه آيات مفسر يكديگرند كه ان الكتاب يصدق بعضه بعضا ، و كتاب الله ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ( نهج البلاغه خطبه 18 و 131 ) همچنين روايات نيز مصدق و ناطق يكديگرند ، و چنان كه گفتهايم روايات در حث و ترغيب معرفت نفس بسيار آمده است .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 563
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٦٣