تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
سقراط عالم طبيعىاند و همه آنها در مقابل سقراط و شاگردانش گمنام شدند براى آنكه سقراط گفت " بيهوده در شناختن موجودات خشك و بىروح رنج مبر بلكه خود را بشناس كه شناختن نفس انسان بالاتر از شناختن اسرار طبيعت است " چون گفتار او شبيه به گفتار انبيا بود بزرگ شد و آوازه‌اش جهان را بگرفت چه قيمت انسان را بالا برده بود . آيات و روايات در حث و ترغيب به معرفت نفس بسيار آمده است ، و همچنين در نكوهش از اعراض ترك معرفت نفس كردن و يله و رها نمودنش و به آن آشنائى پيدا نكردن وارد شده است . و همچنين در هردو قسم مذكور از اعاظم حكما و اكابر عارفان و سالكان از قديم و حديث كلماتى قصار و عالى المضامين به عربى و فارسى و بزبانهاى ديگر به نظم و نثر منقول است . بلكه رساله‌هايى جداگانه در معرفت نفس و درجات و مقامات آن نوشته‌اند و معرفت نفس را مرقاة معرفت رب دانسته‌اند . حديث شريف من عرف نفسه فقد عرف ربه تعليق بر محال نيست يعنى چنان كه معرفت نفس محال است معرفت رب نيز محال است . و بعضى حديث را معنى كرده‌اند كه چنانچه راه يافتن به شناخت نفس ناطقه ممكن نيست ، پىبردن به معرفت كنه پروردگار نيز ممكن نيست .
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 562 | جمعى از نويسندگان