د - تجرد نفس ناطقه است در مقام تجرد عقلانى و بر اين امر نيز ادله بسيار اقامه شده است . و هريك از ادله تجرد منتج اين نتيجهاند يعنى همه در اين نتيجه شريكاند كه چون نفس عارى از ماده و احكام ماده است گوهرى بسيط غيرمحسوس از عالم وراى طبيعت است ، و از فساد و اضمحلال كه لازمهء مركبات طبيعى است ، مبرى است . و چون فساد نمىپذيرد هيچگاه زوال و فنا نمىيابد بلكه براى هميشه باقى است .
ه - فوق تجرد بودن نفس است كه علاوه بر مجرد و عارى بودن از ماده و احكام آن ، مجرد از ماهيت نيز هست كه او را حد يقف نيست . بر اين امر نيز ادله عقلى و نقلى اقامه شده است .
و - بودن نفس عين مدركات خود است كه اتحاد مدرك و مدرك و ادراك است و ادله اتحاد عاقل و معقول متكفل اثبات اين امر است .
ز - اتحاد نفس به عقل فعال يعنى مفيض صور علميه و فناى وى در آن است . و نيل به اين مساله و توفيق ادراك اين مطلب مهم اعنى اتحاد نفس به عقل فعال و استفاضه از آن به قدرى غامض است و نياز به تصفيت ذهن و تهذيب خاطر و رياضتهاى علمى و عملى دارد كه مثل صدر المتالهين در اين باره گويد و قد كنا ابتهلنا اليه بعقولنا و رفعنا اليه ايدينا
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 526
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٢٦