تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
است و در آخر حال ترش مىشود و اسكارش و تلخى زايل مىگردد و در اينجا حكمش حليت است و طهارت " اين بود كلام عالىمقدار " دهدار " كه به نقل آن تبرك جسته‌ايم ، و به بيان واضحتر گوييم . علم و عمل عرض نيستند بلكه دو گوهر انسان سازند ، چنان كه در علم ادب هردو از يك باب و از يك ماده‌اند ، نفس انسانى به پذيرفتن علم و عمل توسع واشتداد وجودى مىيابد و گوهرى نورانى مىگردد ، هر نيكبختى كه بهره او از آنها بيشتر است به حسب وجود انسان‌تر است و وزن انسانى او فزون‌تر است . علم سازنده و مشخص روح انسانى ، و عمل سازنده و مشخص بدن انسانى در نشئات اخروى است و انسان از آن حيث كه انسان است خوراك او علم نافع و عمل صالح است . و هركس به صورت علم و عمل خود در نشأت اخروى برانگيخته مىشود چه اينكه روح غير از بدن عنصرى محسوس است و او را بدنهاى در طول هم به وفق نشئات اخروى است و تفاوت ابدان و نشئات به نقص و كمال است . و جز انفس علم و عمل و در طول آنها است . و هركس در تحصيل علم و عمل ، زرع و زارع و مزرعه و بذر خود است . و صورت هر انسان در آخرت نتيجه عمل و غايت فعل او در دنيا است كه الدنيا مزرعة الاخره .