نفس ناطقه انسانى و شئون و اطوار وجوديه او
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً
( قرآن كريم ، نوح ، آيه 13 و 14 )
مبحث نفس ناطقه انسانى ، قلب جميع معارف ذوقيه و قطب جميع مباحث حكميه ، و محور تمام مسائل علوم عقليه و نقليه و اساس همه خيرات و سعادات است و معرفت آن اشرف معارف . در معرفت نفس چند امر از اصول و عيون و امهات است
1 - مغايرت نفس با مزاج است كه نفس مزاج نيست تا به فساد مزاج فوت گردد و تباه شود بلكه نفس است كه حافظ مزاج است و بر اين امر ادلهاى چند اقامه شده است .
ب - مغايرت نفس با بدن است و بر اين امر نيز ادلهاى چند اقامه شده است . اين ادله نظر به تجرد نفس ناطقه ندارند بلكه همين اندازه مغايرت نفس با بدن را اثبات مىكنند كه علاوه بر اينكه نفس مزاج نيست گوهرى قائم به خود و مغاير با بدن محسوس است .
ج - تجرد نفس ناطقه به تجرد برزخى است كه در مقام خيال نفس و مثال متصل است و بر اين تجرد چندين دليل اقامه شده است .