تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
است نمىتوانيم ادراك كنيم مگر از حيث احديت خودمان يعنى ادراك احدى براى ما متعذر است زيرا كه ادراك ما از احكام كثرت خالى نيست ، به علت اينكه ما چيزى را نمىدانيم مگر از حيث اتصاف اعيان ما به وجود ، و از حيث قيام حيوة و علم به ما ، و از حيث ارتفاع موانع حائل بين ما و بين آنچه كه ادراك آن مرام و مقصود ما است ، و اين امور كه بر شمرديم اقل امورى است كه ادراك حقايق بسيط احدى بدانها توقف دارد و حال اينكه همين اقل امور خود جمعيت كثير است و خيلى است ، لذا حصول وصف احديت و بساطت براى ما و براى ادراك ما متعذر است و آن حقايق متعين احدى را بايد موجودى احدى ادراك كند ، يعنى بسيط را ادراك نمىكند مگر بسيط . پس ما از حقايق جز صفات آنها را از آن حيث كه صفاتند نمىدانيم ، نه اينكه حقايق آنها را بدانيم چنان كه شيخ رئيس بدين سخن اعتراف دارد ، و حال اينكه صفات حقائق به حسب قرب و بعد متعدد و متفاوت‌اند . و نيز از همين جهت علوم انسانها متفاوت است . پس نتيجه اينكه علم به حقايق متعذر است ، مگر از وجهى خاص كه بواسطه ارتفاع حكم نسب و قيود كونيه از عارف در حال تحقق او به مقام كنت سمعه و بصره صورت پذيرد . ز - اين دليل مويد وجه ششم است ، و آن اينكه اهل