آن وجوه نهگانه به اين بيان است :
1 - احكام نظرى تابع مدارك است ، و مدارك تابع توجهات مدركين است كه به حسب تفاوت مدركين تفاوت مىيابد و اين توجهات تابع مقاصد است ، و مقاصد تابع عقائد و عوائد است ، و اين عقائد و عوايد تجليات اسمائيهاند كه به حسب استعدادات قوابل تعين مىيابند ، زيرا كه اصل تجليات از يك چشمه يكتا است كه هيچ تعدد در آن نيست و به حسب ذاتش اختلاف ندارد ، بلكه به اختلاف قوابل در قابليتشان به حكم مراتب و مواطن و اوقات و احوال و امزجه و صفاتشان ، و همچنين به حسب احكام احوال وسائط وجودشان ، اختلاف مىيابند .
چنان كه يك شئ مبصر به اختلاف قواى مبصره به حسب قرب و بعد و لطافت و كثافت و تلون و شفيف ، متعدد مىنمايد .
ب - اختلاف آراى متناقضه ، و عدم قدرت رايى بر ابطال دليل راى ديگر ، خود دليل است كه تعويل و اعتماد بر راى آن را نيز نشايد ، با اينكه يكى از دو راى قطعا باطل است پس اين احتمال بطلان در هردليل نظرى جارى است .
ج - چه بسا كه ناظر ، مدتى دراز بر نظر خود تعويل و اعتماد دارد ، سپس خود او يا ديگرى بعد از او بر خلل نظرش اطلاع مىيابد كه از آن نظر برمىگردد ، پس اين احتمال در هر نظر اهل نظر خواه نظرى كه سبب تعويل است و خواه نظرى كه
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 514
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥١٤