هيچ بخردى در اين شانيت نفس دودلى ندارد بلكه تسليم است و بدان تصديق دارد و مىبيند كه خود هرچه از قوت به فعل مىرسد قدرت و سلطان وى بيشتر مىشود و نور بينش وى فزونى مىگيرد و از تاريكى نادانى رهائى مىيابد و هرچه داناتر مىشود استعداد و آمادگى وى براى معارف بالاتر قوىتر مىگردد ، و گنجايش وى براى گردآوردن حقايق ديگر بيشتر مىشود ، و از اين معنى پى مىبرد كه گوهر نفس ناطقه از نشاه ديگر و از ماوراى عالم طبيعت و ماده است و به سر و رمز كلام عالى امير المومنين على عليه السلام مىرسد كه فرمود كل وعاء يضيق بما جعل فيه الاوعاء العلم فانه يتسع ( نهج البلاغه )
و چون روح انسانى هراندازه بيشتر نايل به حقايق نورى وجودى عقلى شد استعداد و ظرفيت وى براى تحصيل و اكتساب معارف بالاتر بيشتر مىشود ، سر اين جمله حميل دعاى افتتاح معلوم مىگردد كه حضرت بقية الله فرمود الذى لا تنقص خزائنه و لا تزيده كثرة العطاء الا جودا و كرما انه هو العزيز الوهاب .
صورت مقرون به ماده پس از تفريد و تجريد نفس ناطقه آن را از ماده ، و يا به انشاء نفس ناطقه مانند آن را در خود به اعداد آلات قوى جسمانيه ، و يا از ناحيه ارتباط نفس به حقايق اشياء از راه اتصال به علت آنها ، صورت فعلى مجرد بدون ماده مىيابد ، و وجود آن به نفس قائم است و نفس
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 507
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٥٠٧