تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
گاه‌گاهى كه در طى تحول اطوار و تقلب حالات و تنوع اوقاتم ، نسائم نفحات رياض قدس از نشئات جان فزاى عالم انس ، مشام جانرا معطر مىسازد ، لطائفى در كسوت الفاظ مكتسى ميگردد كه زمره‌اى از آنها به حليت تسميت الهىنامه متحلى گرديده است ، و طايفه‌اى از آنها به سمت نكات متسم ، در آلهىنامه آمده است الهى چه شگفتى از اين بيشتر كه ماء مهين خوانا و نويسا شد ، و سلاله طين گويا و شنوا . الهى همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را كه عجب‌تر از خود نيافت . الهى من خودم را نشناختم تا تو را بشناسم . الهى عارفان گويند عرفنى نفسك ، اين جاهل گويد عرفنى نفسى . الهى در شگفتم از آنكه كوه را مىشكافد تا به معادن جواهر دست بيابد و خويش را نميكاود تا بمخازن حقائق برسد . الهى در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو . و در نكات گفته است نكته : ملكت با عالم ملك است و خيالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه‌اى و داراى سرمايهء كسب همه ، از صادق آل محمد ( ص ) مروى است كه ان الله عز و جل خلق ملكه على مثال ملكوته و اسس ملكوته على مثال جبروته
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 504 | جمعى از نويسندگان