تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
و ملكه انتقال به نشاه عقل بالفعل تواند كرد ولى هنوز نفس صاحب مرتبه عقل بالفعل نيست ، زيرا به ادراك اوليات و مفهومات عاميه قدرت تحصيل وجود نورى عقلى كه علم است هنوز حاصل نشده است . و چون ملكه و قدرت بر استحضار علوم نظرى پيدا كرده است كه به منت و ملكت حاصل در خويش هروقت بخواهد تواند نظريات را بدست آورد در اين حال نفس ناطقه را تعبير به عقل بالفعل مىكنند كه از قوت به فعل رسيده است . و چون خود كمالات علمى و معارف نورى عقلى در نزد حقيقت نفس حاضر باشند آن كمالات نورى را عقل مستفاد گويند از اينجهت كه آن حقايق از عقل فعال كه به اذن الله مخرج نفوس ناطقه از نقص به كمال و از قوت به فعل است ، استفاده شده‌اند . هريك از مراتب عقل هيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل قوه‌اى از قواى نفس است كه قواى نظرى وىاند ولى عقل مستفاد قوه نفس نيست بلكه حضور معقولات در نزد نفس بالفعل است . لفظ عقل بر عقل هيولانى و عقل بالملكه و عقل بالفعل و عقل مستفاد و عقل فعال ، به اشتراك لفظى اطلاق مىشود ، و رساله اطلاقات عقل فارابى در اين باب ، جدا مطلوب است .