لحوق و تاخر ماهيت از اجزايش است ، و از اين قسم سبق است سبق ماهيت بر لوازمش .
سبق دهرى و سرمدى تقدم علت بر معلولش است ولى نه به لحاظ ايجاب علت وجود معلول را بلكه به لحاظ سبق مرتبه تحقق علت بر مرتبه تحقق معلول و تاخر و انفكاك اين از مرتبه آنست مثل سبق نشاه مجرد عقلى بر نشاه مادى .
اما سبق بالحقيقه ، در مقابل حقيقت ، مجاز و عرض است كه تعبير به تقدم و تاخر بالحقيقه و المجاز ، و بالحقيقه و العرض مىكنند كه مقدم و موخر هردو در اتصاف به وصفى مشتركند جز اينكه يكى بالذات و بالحقيقه است و ديگر بالمجاز و بالعرض چون تقدم وجود بر ماهيت بنابر مذهب منصور كه وجود اصل در تحقق است و ماهيت به سبب وجود موجود و متحقق است در اين قسم سبق و لحوق مطلق ثبوت و كون ملحوظ است خواه ثبوت بالحقيقه باشد و خواه بالعرض و المجاز .
اين هشت قسم سبق است كه در حكتب حكميه محرر است ، و بدانكه در اصطلاح اهل تحقيق كه قائل به وحدت شخصيه وجودند و وجود را واحد شخصى مىدانند سبق ديگر است كه آن را تقدم بالحق گويند ، چنان كه تقدم بالحقيقه در مقابل مجاز بود ، اين سبق بالحق در مقابل باطل است ذلك بان الله هو الحق و ان ما يدعون من دونه الباطل ، در سبق
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 484
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٨٤