پس اگر بخواهيم به هيچيك از اين دو مذهب اجحافى نشود و هردو به آزادى در شهر زندگى كنند يك حاكمى بايد انتخاب شود كه بىطرف باشد و عصبيت نداشته باشد .
و بايد دانست كه مذهب شيعه بر بىطرفى است نسبت به سنىها ، چون ما آنها را مسلمان و محترم و مال آنها را محترم و خون آنها را حرام مىدانيم و برادر مىخوانيم هرچند آنها با ما اين گونه عقيده نداشته باشند .
و همچنين در خوزستان حاكمى بايد فرستاد كه اخلاقش طورى معتدل بوده كه با عرب و عجم هردو بسازد ، اگر تعصب عربى داشته باشد قهرا بر عجم آنجا بد مىگذرد ، و اگر تعصب عجمى داشته باشد بر عرب بد مىگذارد .
همينطور واجب الوجود اگر حدود و خواصى داشته باشد بر ضد بعضى از ممكنات يا بر ضد تمام ممكنات البته آنهائى كه صفات و خواص ضدى دارند به زودى معدوم و بر طرف شده از بين مىروند بلكه بايد گفت هريك از ممكنات حدى است از خواص نامحدود او ، و مرتبهايست از تجليات او ، و به اين جهت است كه عرفا مىگويند هريك از ممكنات مظهر يك اسم از اسماى حقند هرچند گفتن و شنيدن اين سخن دشوار است ولى حقيقت است كه شيطان هم مظهر اسم يا مضل است و به هرحال در هرمخلوقى يك نشانه و صفتى كه نمونه ضعيف بسيار ضعيفى از اسامى و صفات
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 474
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٧٤