به معنى منع كردن است ، مثل معروف بين اهل منطق مىگويند انسان حيوان ناطق است كه وقتى مىخواهند بدانند انسان چيست يا تعريف كنند حد آن حيوان ناطق است ، اين حد حقيقت انسان را معين مىكند چيزهاى خارج از حقيقت را خارج مىكند و چيزهاى داخل را باقى مىگذارد لذا علما مىگويند حد بايد جامع و مانع باشد .
به زبان سادهتر بايد گفت هرچيزى حدى دارد يعنى صفات و آثار و خواص مخصوص به خود دارد كه در ديگرى نيست عناب رنگى دارد ، مزه مخصوصى دارد ، اندازه معينى دارد خاصيتى دارد كه خون را مثلا صاف مىكند كه اين صفات در سپستان نيست . به طور تقريب ذاتيات و عرضيات را با هم مخلوط كنيم مىگوئيم اين صفات و خاصيات حد عناب است و چيزهاى ديگر از اين حد خارج است .
انسان ، حيوان ، انواع درختها و معدنيات بلكه ملائكه صفاتى دارند مخصوص به خود كه اين صفات را ديگران ندارند و هركدام از صفات ديگرى را دارا نيست .
حضرت امير المومنين عليه السلام مىفرمايد خداوند عالم حد ندارد يعنى اينطور كه در ممكنات ذكر كرديم يك صفات محدودهاى ندارد كه خاصيت خود را دارا باشد و خاصيت ديگران را نداشته باشد ، و او هم در عرض ساير ممكنات كه
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٤٧٠