تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
حد است يعنى اگر دشمن بخواهد از اينجا تجاوز كند و وارد خاك شود بايد منع نمود . حدود شرعيه از قبيل حد زنا كه صد تازيانه است يا حد دزدى بريدن دست است و حد شارب هشتاد و حد قاذف نيز هشتاد تازيانه است يعنى به اين طريق زنا و دزدى و قذف را بايد منع نمود كه اگر دزد ديد دستش را مىبرند ديگر حاضر براى دزدى كردن نيست اما به مجازاتهاى ديگر جلوى دزد را نمىتوان گرفت چون تحمل حبس و شلاق و شكنجه براى عيار و طرار اثرى ندارد اما وقتى ديد دست ندارد ديگر نمىتواند قفلى بشكند يا كمندى بياندازد و نقبى بزند ، سرى ببرد و اينها چيزهائى است كه دزد ناچار بايد اين كارها را بكند تا دزدى تواند كرد ، لذا دزدان طاقت حبس و تازيانه دارند اما طاقت دست بريدن ندارند ، اما زنا منحصر به اشخاص زرنگ و عيار نيست كه طاقت كارهاى دشوار داشته باشند غالبا جوانهاى متجمل و آبرومند و چيزدار مرتكب آن مىشوند كه برهنه كردن و تازيانه زدن و رسوا شدن در آن تاثير مىكند ، از اينها بگذريم غرض اين است كه حد به معنى منع كردن است و حد دزد قطع يد است يعنى منع نمودن او به اين است و در حديث است كه ان للقرآن ظهرا و بطنا و حدا و مطلعا يعنى قرآن ظاهرى دارد و باطنى ، و حدى دارد و مطلعى و غرض از حد آن اندازه از