نيست ، جز اينكه چون در صورت مطابق مخبر عنه باخبر يعنى قول آن خبر حق است ، بر مخبر عنه نيز حق اطلاق شده است .
بيان :
( حق من جهة انه لا سبيل للبطلان اليه ) عدم تطرق بطلان بذات بارىتعالى از اينرو است كه صمد حق است يعنى واجب الوجود بالذات و صرف هستى است لذا ماهيت كه حكايت از فقر و ندارى و بطلان مىكند ، در حق على الاطلاق راه ندارد و به اين لطيفه سقراط در گفتارش اشارت دارد كه قفطى در تاريخ الحكماء آورده است قال له رجل ما مائية الرب ؟ فقال القول فيما لا يحاط به جهل ، و ماسوايش كه فقر نورى و امكان وجودى دارند روابط صرف و شئون و تطورات حق محض و واجب به او و قائم به اويند .
( هو باطن لانه شديد الظهور ) كلامى رفيع است كه علت باطن بودن او شدت ظهور اوست كه " الشى اذا جاوز حده انعكس الى ضده " ، و فى دعاء الاحتجاب عن مولانا امير المومنين ( ع ) عن رسول الله ( ص ) اللهم انى اسالك يا من احتجب بشعاع نوره عن نواظر خلقه .
( ج 19 بحار ص 183 )
حجاب روى تو هم روى تست در همه حال * نهانى از همه عالم ز بسكه پيدايى