تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
دانسته است كه آن را به وقتى از اوقات شرح كرده است به اين عبارت اى فى وقت من الاوقات سواء تحقق حصوله كقولنا الجنة حق و النار حق ، او سيتحقق كقولنا القيامة حق و الحساب حق . ولى در صورت صحت اين نسخه سزاوار است كه بالفعل در اين مقام تفسير شود بانه فى مقابل ما يكون الوجود فيه بالقوة چنان كه بعضى از اساتيد فن در تعليقاتش بر حكمت منظومه افاده فرموده است و اين تعليقات نسخه‌اى خطى است در نزد ما محفوظ است ، خلاصه اينكه بالفعل مقابل آنى باشد كه وجود در او بالقوه است كه اين وجود الان حق است و تحقق يافته است و به ثبوت رسيده است و آنى كه هنوز تحقق نيافته است بالفعل باطل است و چون از قوه به فعليت رسيد حق مىشود . ديگر اينكه فاضل مذكور معانى حق را در عبارات فارابى سه وجه دانسته است و استدراك فارابى را كه گفت " لكنا اذا قلنا انه حق الخ " چنين معنى كرده است كه ما چون حق را بر واجب تعالى اطلاق كرده‌ايم همان معنى ثالث مراد است . لكن ظاهر استدراك اين است كه معانى حق بر چهار قسم است ، و وجه استدراك اين است كه معنى سوم يعنى حق من جهة انه لا سبيل للبطلان اليه ، اعم از واجب بالذات و از واجب بالغير دائمى است كه بطلان در او راه ندارد . و بعبارة اخرى عدم تطرق بطلان همان دوام است و دوام اعم از واجب