نصير الدين طوسى و دبيران كاتبى « 1 » مبسوطا بيان شد و اجمال آن اين است كه برهان صديقين از نظر علامه طباطبائى ( قده ) بر هيچ مقدمهاى از مسائل فلسفى توقف ندارد ، بلكه مىتوان آن را اولين مسئله فلسفى قرار داد يعنى به مجرد پذيرفتن اصل واقعيت خارج كه همانا موضوع فلسفه الهى است و چيزى در برابر آن جز سفسطه كه انكار واقعيت است نمىباشد ، مىشود مسئله اثبات واجب الوجود را با برهان صديقين طرح كرد و به عنوان اولين مسئله فلسفى از آن بحث كرد ، زيرا نه متوقف بر اصالت وجود و تشكيك آن و بساطت آن مىباشد چنان كه صدر المتالهين ( ره ) برآنست و نه متوقف بر خصوص اصالت وجود چنانچه برخى ديگر از حكماء الهى برآنند ، بلكه اصل واقعيت خارج ، خواه وجود و خواه ماهيت مىتواند مدار بحث اثبات واجب تعالى قرار گيرد و استدلال در اين برهان از راه بطلان سفسطه و ضرورت ازلى اصل واقعيت است و چون ثبوت اصل واقعيت و امتناع زوال آن ضرورى مىباشد براهينى كه به منظور اثبات واجب تعالى اقامه مىشود به منزله تنبيه است نه برهان « 2 » ، يعنى اثبات واجب تعالى نظرى نيست و قابل ترديد و شك هم نخواهد بود
أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
هامش
( 1 ) - ص 15 تا 33 چاپ دانشگاه اصفهان
( 2 ) - تعليقه استاد بر اسفار ج 6 ص 14 و 15 و 40