تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
پيوند ميان اين چهره متغير با آن چهرهء ثابت يك شى چطور حل مىشود ، ليكن مبناى حركت جوهرى به اين سئوال و مانند آن پاسخ داد و آن اينكه حركت از آنجهت كه حركت است يعنى تغير است هيچ ارتباطى با ثابت ندارد و در طول علل نيست و متعلق جعل علت نمىباشد و معلول چيزى نيست زيرا حركت ذاتى موجود مادى است و هرچه در جهان عليت قرار دارد - خواه علت و خواه معلول - وجود است و لوازم ذاتى آن وجود در سلسله علل نيست ، بنابراين آنچه را كه مبدء ثابت مىآفريند اصل وجود شئ مادى است و آنچه لازم ذاتى اين وجود مادى بوده و از حريم مجعول ذاتى بودن بيرون مىباشد همانا تغير و سيلان او است . پس ثابت و سيال دو حلقه از يك رشته خاص به نام سلسلهء طولى علل نيستند بلكه آنچه در اصل سلسله طولى قرار دارد وجود علت و نيز وجود معلول است نه سيلان او ، و آنچه به نام تغير و حركت ناميده مىشود لازم ذاتى يكى از حلقه‌هاى اين سلسله است نه خود از حلقات آن سلسله باشد . و همين تحليل راهگشاى جمع ميان حدوث زمانى سراسر عالم طبيعت و دوام فيض خداوند دائم الفيض خواهد بود . در بين اين ثمرات گرانقدر حركت جوهرى آنچه به اجتهاد خلل‌ناپذير استاد ( ره ) مرتبط است و در همه مسائل