تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
است كه از عوارض تحليلى يكديگرند نه از عوارض خارجى ، زيرا در خارج متحدند و همه آنها با وجود واحد موجود مىباشند و چون زمان كه در خارج عين حركت است يكى از ابعاد جوهرى جسم را تشكيل مىدهد ، بنابراين هيچ موجود مادى ساكن در جهان طبيعت وجود ندارد و اگر سكونى مطرح است همانا سكون نسبى است نه سكون مطلق . دوم - حدوث زمانى سراسر جهان طبيعت و امتناع قدم زمانى ماده و هرگونه موجود مادى ديگر يعنى نه تنها در اثر امكان ذاتى داراى وسمهء حدوث ذاتى مىباشند بلكه حدوث زمانى نيز ذاتى هرموجود مادى است ، زيرا زمان كه در خارج عين حركت است ذاتى وجود آنها است و برهان معروف متكلمان ، تواناى اثبات حدوث زمانى براى ذات ماده و موجود مادى نخواهد بود ، زيرا هر برهانى به مقدار حد وسط خود نتيجه مىدهد و حد وسط در برهان معروف العالم متغير و كل متغير حادث همانا تغير عرضى جهان طبيعت است نه تغير ذاتى ، چون تغير جوهرى مورد قبول آنان نيست و از اينجهت كه تغير در محدودهء اعراض و عوارض ماده و طبيعت است حدوث زمانى نيز در خصوص همان محدوده خواهد بود و هرگز راهى براى اثبات حدوث زمانى ، در متن طبيعت و ماده نيست ولى بنابر حركت جوهرى تغير در متن طبيعت محقق
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 178 | جمعى از نويسندگان