تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مباحث آن همانند جهان با نضد رياضى و نظم هندسى تدوين شود زيرا طرح يك مسئله قبل از آنكه نوبتش فرارسد همانند چيدن ميوه پيش از پخته شدن او است كه همراه با دشوارى درك درست بوده و در نتيجه موجب صعوبت تصديق و سختى استدلال خواهد بود . برهمين اساس حضرت استاد هميشه سعى مىنمود براهينى كه در يك مسئله فلسفى اقامه مىشود يا از علوم متعارفه و مقدمات بديهى تشكيل گردد يا از اصول مبيّنى تركيب شود كه ادله آنها قبلا بيان شده باشد و هرگز روا نمىدانست كه در يك مسئله چند برهان اقامه شود كه مقدمات برخى از آنها به آينده احاله مىشد و مىفرمود : مسأله‌اى كه با اصول موضوعه تحرير شود روح را شكوفا نمىكند و بحثى كه با حواله به آينده برگزار گردد يك بحث فلسفى سره و خالص نتواند بود . لذا نه تنها روش تدريسى معظم له اين بود كه نظم خاص رياضى در طرح و استدلال مسائل فلسفى رعايت شود بلكه سبك تاليفى حضرت استاد نيز همين بود ، چنان كه در نوشته‌هاى فارسى و تاليف‌هاى تازى چون اصول فلسفه و بداية الحكمه و نهاية الحكمه كاملا مشهود است و جز در مورد ضرورت مطلبى را به آينده ايكال نمىكرد و بر همين مبنا مسائل فلسفى را به دو