تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
آراء گوناگونى كه در ميان متكلمان و حكماء و عرفاء ، دربارهء ماهيت و وجود مطرح است - زيرا گروهى ماهيت را اصيل و برخى وجود را اصل و عده‌اى وجود اصيل را داراى حقايق متبائنه و جماعتى آن را حقيقت واحده تشكيكى و خواص نيز آن را حقيقت واحد شخصى مىدانند - ناشى از درجات مختلف شناخت وجود و ماهيت است و هر گروهى كه اين دو را بهتر ادراك كرد محمول مناسبت‌ترى را به او نسبت داد و هر عدهء كه اين دو را به طور سطحى تصور نمود حكم نازل و سطحى را به آنها نسبت داد . همچنين مىفرمود : اين آراء پنج‌گانه مباين هم نيستند بلكه در طول يكديگرند و هركدام از اين نظرات خمسه مكمل همديگرند و هرگز بين كامل و ناقص ، بينونت و تضاد نيست زيرا ناقص ، كامل را دفع نمىكند و كامل ، نقص ناقص را مشاهده مىكند و آن را ترميم مىنمايد . از اين رهگذر مىتوان تطور فلسفى صدر المتالهين « 1 » ( قده ) را كه در دو برهه از سير عقلى او مشهود است به همين اصل توجيه كرد زيرا در يك دورهء قائل به اصالت ماهيت بود و در دورهء ديگر قائل به اصالت وجود شد و همچنين در يك برههء علمى در بيان علم تفصيلى واجب تعالى به ممكنات موافق
هامش
( 1 ) - اسفار ج 1 ص 494 -