مكتب اشراق بود و با شيخ اشراقيين همعقيده بود و در برههء ديگر آن را نارسا دانست و به نظر نهائى و دقيق خود در اين باره كه علم اجمالى در عين كشف تفصيلى باشد راه يافت و خلاصه توجيه اينكه در هردوره يك برداشت خاص از وجود و علم داشت كه با برداشت دورهء ديگر از لحاظ دقت نظر تفاوت چشمگيرى دارد .
8 - سبك طرح فلسفى حضرت استاد ( ره ) اين بود كه مسائل عقلى را همانند مسائل رياضى تنظيم نمايد و سعى بر آن داشت كه مباحث الهى را بر روند مباحث رياضى تدوين كند تا هر مسئله در مورد مناسب خود قرار گيرد بهطورىكه هم مكمل بحثهاى گذشته باشد و هم زمينهساز مطالب آينده . اين طرز گذشته از آنكه پيوند مباحث علمى را محكم مىكند ، مطابق با جهان هستى خواهد بود كه فلسفه در پيرامون آن بحث مىنمايد زيرا حلقههاى سلسله هستى به تعبير صدر المتالهين ( قده ) در تفسير گرانقدرش همانند رشته اعداد مىباشند كه هر واحدى در جاى خود قرار دارد و تاخير متقدم و تقديم متاخر را در اين رشته منظم مجال نيست ، چون هر موجودى به اندازه خاص و هندسه مخصوص آفريده شد .
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ
( سورهء قمر آيه 49 ) .
بنابراين چون فلسفه جهانبينى است شايسته است