در ضمن بخش اول طرح نمىكرد ، همچنانكه سعى بر آن داشت كه هيچ مسئله از مسائل بخش اول را در رديف بخش دوم قرار ندهد و نيز مىكوشيد كه به مطالب فرعى جنبهء استقلال نداده و آنها را از اصل خود جدا نكند ، زيرا اين بريدگى پايهء دشوارى تصور و سختى استدلال خواهد بود .
به عنوان نمونه مىتوان مسئله جعل را كه آيا ماهيت مجعول است يا وجود ، يا پيوند ماهيت به وجود ، نام برد كه در اسفار صدر المتالهين ( قده ) و شرح منظومه سبزوارى ( ره ) براى آن مبحثى مستقل و بابى جداگانه قرار دادند ، ولى استاد علامه ( ره ) آن را جزء فروعات مسئله علت و معلول مىداند ، يعنى بعد از تثبيت قانون عليت ، بحث مىشود كه علت به معلول چه چيزى عطا مىكند و در حقيقت معلول چيست آيا ماهيت است يا وجود يا چيز ديگر ؟ و اين طرح همانطوريكه در الشواهد الربوبيه ملاصدرا مشهود است در بداية الحكمه و نهاية الحكمه استاد ( ره ) به خوبى نمايان است . همچنين جريان اتحاد عالم و معلوم در نحوه علم ممكن به واجب و نقد و بررسى آنكه صدر المتالهين ( ره ) آن را در مبحث آنكه علم به معلول جز از راه علم به علت ميسر نيست مطرح كرد و با بيانى به اعتراف و تصريح حكيم سبزوارى ( قده ) پيچيده و نارسا گذشت ولى حضرت استاد ( ره ) آن را در باب اتحاد عالم
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٦٦