تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
كاسهء چينى كه صدا مىكند * خود صفت خويش ادا مىكند
غرض ، اين كه همانطور كه خداوند سبحان ، وجودى غير متناهى است ، آثار او ، كلمات او ، كتاب او ، غير متناهى است ، كه كتاب اللّه است ، اين كتاب حدّ توقف ندارد كه در آن حدّ به‌ايستيم و بگوئيم ، به منتهى رسيديم ، بلكه اقرأ و ارق بخوان و بالاتر برو . در حديث آمد كه : « انّ للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الى سبعة ابطن » ، و في رواية ، « الى سبعين بطنا » عارف رومى در اين معنى مىگويد :
حرف قرآن را مدان كه ظاهر است * زير ظاهر باطنى هم قاهر است زير آن باطن يكى بطن دگر * خيره گردد اندر او فكر و نظر زير آن باطن ، يكى بطن سوم * كه در او گردد خردها جمله گم بطن چارم از نبى خود كس نديد * جز خداى بىنظير بىنديد همچنين تا هفت بطن اى بوالكرم * مىشمر تو زين حديث معتصم تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبين * ديو آدم را نبيند غير طين ظاهر قرآن چو شخص آدمى است * كه نقوشش ظاهر و جانش خفى است مرد را صد سال عمّ و خال او * يكسر موئى نبيند حال او
يك كتاب را باز مىكنيد ، مىبينيد اين كتابى نيست كه آدم آنطور يك روزنامه را مىخواند ، آن را مطالعه كند ، اين كتاب خلوت و وحدت مىخواهد ، اين كتاب كار را تا بدانجا مىكشاند ، كه تك‌تك ساعت مزاحمش است ، اين كتاب يواش يواش او را از اجتماع بكنار مىكشاند ، تا مىرود به جائى كه مىخواهد خودش باشد و خودش ، حتى اگر افكار درونى از گوشه و كنار برايش پيش بيايد آنها را طرد مىكند تا تجمّع حواس پيدا كند ، و تمام تعلقات را از خود القاء مىكند ، و اسقاط مىنمايد تا صافى و خالص بشود خودش ، و يك توحّد روحانى پيدا كند ، كه بتواند آن كتاب را بفهمد و دريابد ، چنين كتابى را مىگوييم كتاب سنگينى است در فهم آن استاد و ارشاد و درس و بحث ، و فكر و تدبّر و تأمل لازم است .
مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 99 | حسن حسن زاده آملى