فى السّماء رزقكم بشنيدهاى * اندر اين پستى چه بر چفسيدهاى
ترس و نوميديت دان آواز غول * مىكشد گوش تو تا قعر سفول
هر ندائى كه ترا بالا كشد * آن ندائى دان كه از بالا رسد
هر ندائى كه ترا حرص آورد * بانگ گرگى دان كه او مردم درد
اين بلندى نيست از روى مكان * اين بلنديهاست سوى عقل و جان
بانگ مىآيد كه اى طالب بيا * جود محتاج گدايان چون گدا
جود محتاج است و خواهد طالبى * آنچنانكه توبه خواهد تائبى
بالا بيائيد كه خداوند سبحان فياض على الاطلاق است و قابليت و استعداد هم به شما داده است ، و كتاب بىنهايت قرآن حكيم را كه حافل تمام حكم و معارف ، و شامل جميع كلمات نوريه وجوديه است ، غذاى جان شما قرار داده است .
چنان كه عرض كردهايم ، شرط يافتن توحّد روحانى ، بدست آوردن است .
اين توحّد ، قطع از تعلقاتست ، كه طهارت مىآورد و به انسان بينش مىدهد ، آدمى را روشن و بيدار مىنمايد . هر اندازه انسان به ماده گرايش پيدا كرد ، به همان اندازه محجوب و مهجور و از حقيقت دور است و در صيد و شكارش عاجز است . و هر اندازه كه از رنگ تعلقات بدر آمد به همان اندازه صفا و نشاط مىيابد .
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود * ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
يكى از بركات نماز ، اين است كه انسان را از تعلقات دنيوى اعراض مىدهد و به ملكوت عالم مىكشاند كه رسول اللّه « ص » فرمود : « انّ المصلّي يتاجي ربّه . »
در شرح حال شيخ رئيس به تاريخ ابن خلّكان رجوع به فرمائيد : « و كان اذا اشكلت عليه مسألة توضّأ و قصد المسجد الجامع و صلّى و دعا اللّه عز و جلّ ان يسهّلها عليه و يفتح مغلقها له . » يعنى چون بر بو على سينا مسأله مشكلى پيش مىآمد ، برمىخاست و وضو مىساخت و قصد مسجد جامع مىكرد و نماز مىگذارد