تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
يكى از اسماى حسنى آلهى ، اسم مبارك مصوّر است
« هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » .
« 1 » مصورى است برون‌پرور و درون‌آراى ، كه هم باطن را صورتگرى مىكند ، و صور علمى مىدهد ، و هم ظاهر را ،
« أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ »
« 2 » نطفه را شما صورتگرى مىكنيد يا ما صورتگرى مىكنيم ؟ اين صورتگرها بخواهند صورتگرى كنند . اوّل بايد محلّ پذيراى صورت را به خوبى خشك كنند كه با رطوبت و ترى آن صورت نمىپذيرد ، و با فرض پذيرفتن در اندك زمانى فاسد مىشود ، و ضرب المثلى است كه نقش بر آب است ، اما اين نقاش و صورتگر چيره‌دست نطفه را كه آب است صورت‌گرى مىكند شيخ اجّل سعدى رضوان اللّه عليه ، در اين موضوع چه نيكو سروده است :
ز ابر افكند قطره‌اى سوىيم * ز صلب آورد نطفه‌اى در شكم از آن قطره لؤلؤ لالا كند * و ز اين صورتى سر و بالا كند دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كرده است بر آب صورتگرى
نكته ديگرى كه از كلام ياد شده امير المؤمنين عليه السلام استفاده مىشود ، مقام فوق تجرد داشتن نفس ناطفه است ، بيانش اين كه نفس در ابتدا به مرحله تجرد برزخى در مقام خيال مىرسد ، و پس از آن تجرد عقلى مىيابد كه به ادراك حقايق مرسله ، و معارف مطلقه ، و انوار كليه به « كلّى سعىّ » قادر و نائل مىشود ، كه اين حقائق نوريه به كلى از اوصاف و احكام مقيد به قيد ماده طبيعى ، و از اشباح و اشكال محدود به حد صورت تجرد برزخى خيالى مبرّىاند نه احيازى براى آنها است و نه اوزانى و نه ديگر احوال موجود مادّى خارجى و مجرد به تجرد برزخى در كتب فلاسفه پيشين ، تا بدان حد كه
هامش
( 1 ) . حشر / ( 2 ) . واقعه / 61 .