تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
رمضان روزه داشت ، به او گفتم آقا شما در اين سن و در اين هواى گرم و سوزان روزه داريد ؟ ! در جوابم گفت : من از اين بدن سيلى خورده‌ام ، سركشى كرد و مرا به اين سو و آن سو كشانيد ، حالا من مىخواهم انتقام بكشم و او را ذليل بدارم . بلكه انسان در غير حال روزه و رياضت هم براى حفظ وقار و موقعيت خود در نزد ديگران از تمايلات بدنى و خواهشهاى نفسانى خوددارى مىكند . غرض ما اين است ، اين كه بدن است مىگويد من آب و نان و آسايش مىخواهم ، و ديگرى قاهر بر او است و او را مهار كرده و از خواسته‌هايش باز داشته است ، و اين هر دو يك فرد انسان است ، و اين هر دو توئى من مىخواهم بدانم فرق بين آن تويى تو و اين تويى تو چيست ، آن آمر و ناهى قاهر كيست ؟ و يكى از ادلهء نقلى ما در موضوع مذكور اين كلام كامل امير المؤمنين عليه السلام است ، كه سيد رضى در نهج‌البلاغه نقل فرموده است : « كل وعاء يضيق بما جعل فيه إلّا وعاء العلم فانّه يتسع » . « 1 » هر ظرفى گنجايش دارد ، كه تا همان اندازه گنجايش ، مظروفش را مىپذيرد ، بيش از آن برايش امكان ندارد اين ظرفها مثلا يكى فنجان است و ديگرى كاسه ، و يك حوض است و ديگرى بركه ، و يكى درياچه است و ديگرى دريا ؛ اينها هر يك حدّى دارند ، و مظروف هريك كه از حدّش گذشته است لبريز مىشود ، و ديگر آن ظرف يك قطره را هم نمىپذيرد ؛ اما امير المؤمنين عليه السلام فرمود : هر ظرفى كه مظروفش در او قرار بگيرد ، گنجايشش كم مىشود ؛ مگر ظرف علم كه هرچه علم در او مىريزى ، بجاى اينكه گنجايشش كم گردد بيشتر مىشود . اين شخص تاكنون نمىتوانست مثلا مسائل رياضى در سطح بالا را متوجه بشود و حل كند ، ولى كلاسها ديد و علوم و معارف تحصيل كرد ، و قضايا و
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، حكمت 205 .