تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اين بود كه همه كس را حكيم نمىگفتند . يعنى انسان تا به فعليتى نائل نمىشد كه از خود او حكمت بجوشد او را حكيم نمىگفتند ، او را فيلسوف مىخواندند ، يعنى محب حكمت ، نه حكيم . تا شخص در راه دانشجوئى و دانش‌پژوهى بود ، تا در مسير طلبگى و تحصيل علم و استكمال بود ، او را فيلسوف مىناميدند ، كه طالب و عاشق و شائق حكمت است ، و چون بدانجا مىرسيد ، كه ملكهء استنباط بدست مىآورد و مجتهد در فن مىشد و خودش به حرف مىآمد و از قال فلان و قال به همان ، خلاصى مىيافت كه به آب رسيده بود و خودش چشمه شده بود و از خود او آب حيات و حكمت مىجوشيد ، حالا او را حكيم مىگفتند . آرى انسان به جائى مىرسد ، كه خودش منبع مىشود ، از خود او مىجوشد ، اين جوشش خوب است . هم از زبان أئمه ما عليهم السلام ، روايت شده است ، و هم از زبان حضرت عيسى عليه السلام ، به اين مضمون كه نگوئيد علم در دل زمين است چه كسى مىتواند زمين را بكاود تا به علم برسد ؛ و نگوئيد علم در آنسوى درياها است چه كسى مىتواند اين اقيانوسها را سير كند تا در آنطرف درياها به علم دست بيابد ؛ و نگوئيد علم در آسمانها است چه كسى مىتواند صعود كند ، بالا برود تا به علم برسد ؛ علم در ذات شما عجين شده است ، علم را از نهاد خودتان بجوئيد ، علم را از كانال وجودى خويش تحصيل كنيد ، به چه نحو ؟ فرمودند به آداب الهى متأدب بشويد تا از شش جهت ذات شما علم بجوشد كه غرق در علم بشويد . سير انفسى بنمائيد ، پاسبان حرم دل باشيد ، امام صادق عليه السلام فرمود : « القلب حرم اللّه فلا تسكن في حرم اللّه غير اللّه » ، استقامت در كار داشته باشيد - همان مثال انگشت ذغال در جوار آتش است - تا استعداد و قابليتى پيدا كنيد ، كه « يكاد زيتها بضئ و لو لم تمسسه نار » ، و به محض اينكه نار به او مسّ نموده است ، « نور على نور يهدي اللّه لنوره من يشاء » . انسان بر اثر مصاحبت و مجاورت با ملكوت عالم ملكوتى مىشود ، و ملكوت يك پارچه نور است ، آنگاه به بيان مبارك حضرت وصى ، امام امير المؤمنين على عليه السلام :