تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه مقالات (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
بزرگ شد گاو مىشود و شاخ مىزند ، حالا جنابعالى مادر هم از او ناراضى هستى . اينها يك سلسله حقائقى در نظام هستى است و شرع مقدس كه مبيّن حقائق اسماء تكوينى است در تمام شئون زندگى ما چيزى را فروگذار نكرده كه بيان نفرموده باشد . سخن در اين بود كه علوم ادبى حافظ و نگهدار حدود معارف مربوط به خودند ، خطّاطى هم يك رشته از علوم ادبى است . مشاق در تعليم خط نيازمند بدستورالعمل است ، كه حدّ حروف را مطابق هر قلمى رعايت كند ، كه دهن نون به حدّ چند نقطه باشد و قامت الف چند نقطه و سر ميم چطور ، و شكم جيم چگونه ، اين آداب نقطه‌گذارى حروف را تعديل مىكند و به آنها زيبائى مىدهد و در حدّشان نگه مىدارد . در قسمت حكم نهج البلاغة آمده است « قال عليه السلام ، لكاتبه عبيد اللّه بن ابى رافع : الق دواتك ، و اطل جلفة قلمك ، و فرّج بين السطور ، و قرمط بين الحروف ، فانّ ذلك أجدر بصباحة الخط » « 1 » . يعنى امير المؤمنين « ع » به نويسنده خود عبيد اللّه بن ابى رافع فرمود : دواتت را ليقه بينداز ، و زبانه قلمت را دراز گردان ، و ميان خطها را گشاده گردان ، و حرفها را نزديك به يكديگر بنويس كه اين روش نوشتن به خوبى خط سزاوار است . ليقه مركب را لايق نوشتن مىكند و به همين جهت آن را ليقه گفته‌اند . و زبانه قلم دراز باشد روان مىنويسد . ممكن است كسى رشت و زيبا را تميز ندهد و در علوم ادب ، نكته‌سنج و زبان‌فهم و آشنا نباشد ، خط زشتى را كه با آب طلا نوشته شد به بيند و به‌به بگويد ، بديهى است كه نظر چنين كس ملاك نيست . يكى دندان دارد و ديگرى بىدندان است آن كه بىدندانست اگر در لقمه نان ، شن ، سنگريزه بوده باشد متوجه نمىشود ، نان را با سنگريزه فرو مىبرد ، اما آن كه دندان دارد ، همان نخستين بار كه لقمه را به دهان گرفت ، سنگريزه دندانش را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 315 .